|
ملاباسم كربلايي ( بعد ما اشوفک ) به همراه ترجمه فارسی |
|
|
|
نویسنده مديريت
|
|
1387/06/12 ساعت 05:30:00 |
|
بازدید : 5688
نوحه بسيار زيباي ملاباسم كربلايي ( بعد ما اشوفک ) به معني دیگر نمی بینمت ... به همراه متن عربی و ترجمه فارسی توسط سایت ذاکرین را مي توانيد از طريق ادامه مطلب به صورت صوتی دريافت كنيد.
دریافت فایل
متن عربی به همراه ترجمه فارسی
|
أخاف امن اعوفك بعد ما أشوفك اذا ما تجيني أقدر ظروفك مي ترسم وقتي رهایت میکنم دگر تو را نبینم اگر نیامدي وضعیتت را درک میکنم طويله رحلتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك سفرم طولانيه و می ترسم وقتي که برگشتم دگر تو را نبینم
يا عباس اختك آنا ولا تبارحني عباس منم خواهرتم و مرا فراموش نکن چنت انته تمسيني وتصبحني خودت صبح ها و شب ها به من سر می زدي فرقتك ذلتي وشوفك يفرحني فراقت ذلت منه و دیدارت مرا خوشحال می کند كلام الشامت بفرقاك يجرحني حرفهای طعنه زنها بر فراقت مرا زخم می کند يا ليت الموت أخذ روحي و يريحني اي کاش مرگ جانم را می گرفت و راحتم می ساخت إذا أنساك الله لا يسامحني .. خدا مرا نبخشد اگر فراموشت کردم أخاف أشتكيلك وأعذب دليلك وأريد بدموعي أبرد غليلك میترسم درد دل کنم برات ، دلت را به درد آورم و می خواهم با اشک هایم جگرت را خنک کنم تودعك دمعتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك اشك هايم با تو وداع میکند ومیترسم وقتي برگشتم دیگه نبینمت
أخاف امن اعوفك بعد ما أشوفك اذا ما تجيني أقدر ظروفك ميترسم وقتي رهایت میکنم دگر تو را نبینم . اگر نیامدي وضعیتت را درک میکنم طويله رحلتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك سفرم طولانيه ومیترسم وقتي که برگشتم دگر تو را نبینم
أودعك ياابن ابويه او لليسر أطلع پسر پدرم با تو وداع می کنم و به اسارت می روم واعوفك بدر غايب نوره بالمصرع و تو را رها می کنم همچون ماهي که نورش در قتله گاهش غایب شد مثل جسمك توذر قلبي وتقطع همچون بدنت دلم قطعه قطعه و ذره ذره شد كلامي اوياك صار يترجمه المدمع اشک هایم ، سخنان من با تو را ترجمه می کند اذا ارجع يا خويه اشراح اتوقع اگر برگشتم برادرم چه چیزي را توقع کنم اذا ارجع اشوفك بعد من ارجع .. اگر برگشتم آیا دوباره تو را خواهم دید اباصر دليلي سفرتي ورحيلي قلت له عجيبه افارق كفيلي چشم دلم را در سفرم باز می کنم و به او گفتم عجیب است سرپرستم را رها می کنم اعلى فقدك حسرتي واخاف برجعتي بعد ما أشوفك بر فراقت حسرت می خورم و می ترسم وقت برگشتنم دیگر نبینمت
أخاف امن اعوفك بعد ما أشوفك اذا ما تجيني أقدر ظروفك ميترسم وقتي رهایت میکنم دگر تو را نبینم . اگر نیامدي وضعیتت را درک میکنم طويله رحلتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك سفرم طولانيه ومیترسم وقتي که برگشتم دگر تو را نبینم
أصيحن واليموت اشينفعه الصايح فریاد می زنم و فریاد به چه درد مرده می خورد اسكتت وادموعي جدول عالوجن سايح ساکت شدم و اشک هایم مثل نهري بر صورتم جاریست غصب عني اعوفك والظعن رايح رفتنم بر خلاف میل و کاروان در حال رفتن است بلا توديع اتركك عالنهر طايح بدون خداحافظي افتاده بر نهر رهایت می کنم تعاتب لا تعاتب والعتب جارح ملامت می کني ، ملامت نکن و ملامت زخم می کند تودني واليود من شيمته يسامح .. دوستم داري . کسي که دوست دارد از صفتش بخشش است ظعنه برواحه يريد السماحه تسير الظعينه بونين ونياحه کاروانمون با رفتنش ، بخشش می طلبد ، کاروان با گریه و زاري می رود تنشدك مُهِجْتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك دلم تو را می خواهد و میترسم با برگشتنم تو را نبینم
أخاف امن اعوفك بعد ما أشوفك اذا ما تجيني أقدر ظروفك ميترسم وقتي رهایت میکنم دگر تو را نبینم . اگر نیامدي وضعیتت را درک میکنم طويله رحلتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك سفرم طولانيه ومیترسم وقتي که برگشتم دگر تو را نبینم
أنشدك لو مشيت بظعني وأتيسر ازت می پرسم اگر با کاروان به اسارت رفتیم تقدر تنهض اتشد الظعن تقدر میتوني بلند شوي و کاروان را ببندي ، می توني ؟؟ اذا بسياطه خصمك يضرب الخِدّر اگر با تازیانه اش دشمنت مخدره ها را می زند تقدر تحمي عيله وسايره بهالبر آیا می تواني از اهل و عیال در این صحرا حمایت کني ؟؟ اذا چتالك بمجلس شتم حيدر اگر قاتلت در مجلسي به حیدر ناسزا گفت
تقدر تجي هناك اتدافع وتحضر .. می تواني آنجا بیايي و دفاع کني اذا وقفونا بمجالس عدونا حرم واحنا نسمع يشتمون ابونا اگر ما را در مجالس دشمنانمون بردن و ما خانواده ها ، می شنویم به پدرمون ناسزا میگن شينشف عبرتي واخاف برجعتي بعد ما أشوفك چه چیزي اشک هایم را خشک می کند و میترسم با برگشتنم تو را نبینم
أخاف امن اعوفك بعد ما أشوفك اذا ما تجيني أقدر ظروفك ميترسم وقتي رهایت میکنم دگر تو را نبینم . اگر نیامدي وضعیتت را درک میکنم طويله رحلتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك سفرم طولانيه ومیترسم وقتي که برگشتم دگر تو را نبینم
اذا مسبيه من يمك رحت وامشيت اگر من از پیشت اسیر رفتم عني ما قمت يا باالفضل حاميت ابالفضل ، برایم بلند نشدي که از من دفاع کني اذا مجلس دخلت وحايره ظليت اگر داخل مجلسي شدم ودر حیرت ماندم اذا حَشّمتَك وللنخوه ما لبيت اگر بهت احترام گذاشتم و طلبم را اجابت نکردي العذر مقبول منك خويه لو ما جيت عذرت را قبول می کنم ، برادرم اگر نیامدي اشلون تقوم وانته بس جسد ظليت .. چون چطور برخیزي و که فقط یک جسد ماندي يا جمرة حنيني يعذرك ونيني عسن مني قطعوا يساري ويميني اي آتش اشتیاقم ، آهم تو را معذور می کنه ، و اي کاش چپ و راست منو بریده بودن شيرجع لهفتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك چه چیزي اشتیاقم را برمی گرداند و میترسم با برگشتنم تو را نبینم
أخاف امن اعوفك بعد ما أشوفك اذا ما تجيني أقدر ظروفك ميترسم وقتي رهایت میکنم دگر تو را نبینم . اگر نیامدي وضعیتت را درک میکنم طويله رحلتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك سفرم طولانيه ومیترسم وقتي که برگشتم دگر تو را نبینم
اشخلّت ساحة الطف خذت مني عيون میدان جنگ برایم چه گذاشت ، از من چشماني را گرفت شحجي اويا النهر والسهم والعامود چه بگویم با آب علقمه و تیر و گرز فطر جبدي العطش من نار سهم الجود جگرم ترک خورد از تشنگي ، از آتش تیري که به مشک خورد اذا تسكن لحد اسكن ياخويه الحود اگر ساکن قبر شوي اي برادرم منم ساکن قبرها می شوم للطف ياابن ابويه الظعن مني يعود پسر پدرم وقتي به کربلا کاروان بر می گردد اخافن ما اشوفك لو رجعت ردود .. میترسم نبینمت وقتي دوباره برگشتم يطول غيابي واجيك بمصابي اذا ما لقيتك تزيّد عذابي غیابم طول می کشد و با مصیبت هایم می آیم ، و اگر ندیدمت عذابم بیشتر میشود تهيّج جمرتي واخاف برجعتي بعد ما أشوفك آتشم را بیشتر می کني . ومیترسم با برگشتنم نبینمت
أخاف امن اعوفك بعد ما أشوفك اذا ما تجيني أقدر ظروفك ميترسم وقتي رهایت میکنم دگر تو را نبینم . اگر نیامدي وضعیتت را درک میکنم طويله رحلتي وأخاف برجعتي بعد ما أشوفك سفرم طولانيه ومیترسم وقتي که برگشتم دگر تو را نبینم
ترجمه : حسین عباسی
|
|
|
آخرین بروز رسانی ( 1387/06/16 ساعت 22:56:36 )
|