ارباب ایستاد و محرم شروع شد
تفسیر سرخ سوره ی مریم شروع شد
خورشید فاطمه چقدر آه می­کشد
در چشم ما بارش نم نم شروع شد
تا خیمه زد حسین در آن دشت
ماتمِ بنیانگذار خیمه ی ماتم شروع شد
از دور نیزه ها چقدر برق می زند
باران اشک و ناله ی توأم شروع شد
افتاد چشم مادرِ اصغر به حرمله
دوران تلخ واقعه کم کم شروع شد
صوت اذانِ اکبر لیلا بلند شد
بی تابی امیر دو عالم شروع شد
بادی وزید و دلهره افتاد در دلش
دلشوره های صاحب پرچم شروع شد
با تیر و نیزه اهل حرم روبه رو شدند
مهمان آه و غربت و بغض گلو شدند
زینب چو دید کربُ بلا را دلش گرفت
بانوی مان به وسعت دنیا دلش گرفت
حسی غریب در دل او جا گرفت و بعد
آهی کشید و بعد همان جا دلش گرفت
انگار مادرانه کسی ناله ای کشید
زینب گریست حضرت زهرا دلش گرفت
در گِل نشست ناقه ی زینب شروع شد
ده روز روضه عالم بالا دلش گرفت
از ناقه روی دست عمویش پیاده شد
هر کودکی که از تب صحرا دلش گرفت
با اینکه دور ناقه ی عمه محارمند
اما میان حلقه ی آنها دلش گرفت
زانو رکاب کرد اباالفضل پیش او
با بوسه بین ابروی سقا دلش گرفت
بغضی شکست آه دلی سوخت در حرم
زینب رسید به کربُ بلا خاک بر سرم