نگاه کن ای امیدم به موهای سپیدم
تا اکبرت زمین خورد از بچه هام بریدم
خسته شدم از بس که دامنت و کشیدم
بنا نبود مصیبت و فقط تو تنها بکشی
بنا نبود بدون من آتیش به دنیا بکشی
رحم کن به من و پسرای گریونم
رحم کن به من و به چشای پر خونم
رحم کن به من و موهای پریشونم

امون از این زمینه دلم یه کاسه خونه
نزار که قسمت من رو دست من بمونه
هر چی بلا دیدی تو قسمت هر دومونه
ببین تو داغ اکبرت چه جوری هق هق میکنم
بزا برن شهید بشن ببین دارم دق میکنم
رحم کن به دل بی قرار و شیداشون
رحم کن به نگاه پر از تمناشون
رحم کن که به دامنمون دستاشون

رقیه و سکینه با من میان مدینه
گلام با تو میمونن قرارمون همینه
جای تموم مردا رو خاک این زمینه
اگه که افتادن به خاک باهات به میدون نمیام
اینا تو رو می خوان و من از خیمه بیرون نمیام
رحم کن به من و به امید ناچیزم
رحم کن که به پات زندگیم و می ریزم
رحم کن به منی که خزون پاییزم