از این عالم دلم خونه
دلم تنگه پریشونه
برام چیزی نمی مونه
همه دنیا بی مولا زندونه
من اون عبد گنهکارم
گدای بی کس و کارم
پریشونم گرفتارم ولی
بی اندازه دوست دارم
چی میشه من بشم قنبر
یا باشم مالک اشتر
رو پیشونیم با خط زر
نوشته انا المجنون الحیدر
تو سکان سماواتی
تو در اوج مقاماتی
تو سرشار از کراماتی
تو اقایی سید الساداتی
دلم با اشجع الناسه
کسی جز تو نمی شناسه
دلم مسته گل یاسه
تموم قلبم بیت العباسه
ز حال من خبر داری
به حال من نظر داری
رو قلب من اثر داری
نیاد روزی دست از من برداری
تو لیلایی تو دلداری
تو سقایی علمداری
تو ماه این شب تاری
تو تسکین دردای دشواری
ابالفضل وجود من
ابالفضل سجود من
ابالفضل سرود من
ابالفضل بود و نبود من