از عشق لبریزی از نور سرشاری
ماه آل الله تا صبح بیداری
تو رفتی و بی یارم سقا و سپهدارم
دیدم سر راهم وای دستات و علمدارم
کشتی من و با دست و پا زدن
رفتی همه هم و صدا زدند
ای وای همه به خیمه زدند ای وای

داغت رو قلب دریاست میدونم
تشنه برگشتی عباس ممنونم
من بی تو برم خیمه دست خالی و گریون
میگن همه با گریه عمومون و برگردون
پاشو ببین که بی برادرم
پاشو به خاطر اهل حرم
پاشو بدون تو کجا برم پاشو

از مشک پاره حسرت می باره
مادر افتاده پای گهواره
تو روی زمین و من نمیاد ازم کاری
من موندم و خواهر هات ما رو به کی میسپاری
برگرد قربون چشمای ترت
برگرد بریم کنار لشکرت
برگرد آب نشد فدا سرت