شب ۳ صفر ۱۳۹۷

برام دعا کن بابا منم منو که یادته

حاج محمود کریمی

۸۴۶۱
۱۶۶۱
۰
برام دعا کن بابا منم منو که یادته
چشاتو وا کن بابا منم منو که یادته
صدام گرفته بابا منم منو که یادته
من و صدا کن بابا منم منو که یادته

من همون رقیه ای هستم که
من و همیشه با لبخن رو زانهات مینشوندی
تو همون بابایِ من هستی که
شبی که خوابم نمیبرد برام قرآن میخوندی

مدینه کجا و ویرونه
دیگه سر اومده پیموده
بیا ماها رو ببر خونه

من همون فرشته ای هستم که
براتو سجاده مینداخت وقتی وضو میگرفتی
تو همون بابا حسین هستی که
می گفتی با دیدن من به یاد زهرا میوفتی

چه خستگی و چه سر دردری
روی نی من و نگام کردی
آخه چی میشه که برگردی

موهام سفید بابا منم منو که یادته
قدم خمیده بابا منم منو که یادته
چهرم کبوده بابا منم منو که یادته
رنگم پریده بابا منم منو که یادته

من همون سه ساله ای هستم که
بابام و میخواستم اما سرش روی نیزه ها بود
تو همون شاه شهید هستی که
دور زن و بچه ی تو پر از نامحرما بود

نمی دونی که چی میگفتن
چه حرفایی بدی زد دشمن
حیا ندارن اینا اصلا

ببین چه خستم بابا منم منو که یادته
چقد شکستم بابا منم منو که یادته
سنگینه گوشم بابا منم منو که یادته
می لرزه دستم بابا منم منو که یادته