دیگه راحت شد حیدر از غم و غصه و درد
میشه مهمون زهرا با روی گلگلون و زرد
میره از خونه مولا مثه زهرا شبونه
میزبانش تو جنت مادر قد کمونه
شهادت مرتضاست ، شب یتیمی ماست
عزای شیر خداست ، دل نجف و کربلاست
شال عزا گردن حسینه و مجتباست
حضرت صاحب زمان امشبو صاحب عزاست

علی علی جان علی

میره مردی که هر شب رو دوشش نون و خرما
میگرفت و میبردش در خونه یتیما
میره مردی که دردش رو میگفت با دل چاه
میکشید از ته دل همیشه ناله و آه
شهادت مرتضاست ، همونی که لافتاست
کشته به شمشیر کین درد آقا بی دواست
شال عزا گردن حسینه و مجتباست
حضرت صاحب زمان امشبو صاحب عزاست

علی علی جان علی

شده تر چشم زینب تو دلش غم نشسته
نمیتونه ببینه بابا فرقش شکسته
اما باید ببینه یه روزی توی گودال
یک بدن بی سر و تنی که میشه پامال
اونکه زیر دست و پاست ، پیکر ارباب ماست
سری که از تن جداست ، ذبیح کرب و بلاست
اونکه به سر میزنه خواهر خون خداست
اونکه خمه قامتش مادر مادر خون خداست

حسین حسین جان حسین