امام آسمونا روی زمینه
نفس هاش شماره افتاده تو سینه
چراغه آخریه شهره مدینه
امام حکمت و علم تمام رأفت و حِلم
علوم حق با روضش عجینه
کلام آخرش نماز تقوا حسین
سلام آخرش سلام یا حسین

دوباره هیزم و آتیش توی خونه
در سوخته و هُجوم بی بهونه
بازم قصه ی طناب و تازیونه
ستاره شعله وره به یاد میخ دره
داره روضه برای مادر میخونه
گرفته ارثیه از اون در و دیوار
میخونه مرثیه غلاف سیلی مسمار

بمیرم عطش لب هاش تشنه مونده
چه اشکی میریزه دل ها رو سوزونده
گمونم که دمه آخر نوحه خونده روضه خونده
غروب سرخ مقتل نبود سنگی معطل
رمق توی جسمش نمونده
درست دمه غروب شمر خولی سنان
گلِ بنفشه کو؟! عصا نیزه کمان